تبليغاتX
شعر های سر به هوا
شعر های سر به هوا
آخرین شاخه گل مصنوعی را نهان کردم تا وقتی که همه ی گلها پژمردند بگویم دوستش دارم
پنجشنبه سی ام آذر 1385
شب یلدا

یلدا مبارک!


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 16:7 توسط : شیما
پنجشنبه سی ام آذر 1385
خدا

خدا به انسان میگوید:

شفایت میدهم

از این رو که آسیبت برسانم

دوسستت دارم

از این رو که مکافاتت میکنم

تاگور - ترجمه ع.پاشایی


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 15:59 توسط : شیما
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385
هوای دلم تاریک میشود

 

 

 جایی که من زندگی میکنم

 

حقیقت عشق  برف است

که آب میشود

کوچ کرده ام

سیب های بی جاذبه آورده ام!

سبد هایت را پر کن!

نمک گیر نمی شوی

من درست در همان لحظه که باید

دوای قلبم را خورده ام

دنیای من پر است از چشمان تو

پلک نزن!

هوای دلم تاریک میشود

زینب.پ


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 8:29 توسط : شیما
شنبه هجدهم آذر 1385


هیچ وقت

هیچ وقت نقاش حوبی نخواهم شد

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه سیبی

که به خاطر لرزش دستام

در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند

حسین پناهی عزیز


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 10:41 توسط : شیما
چهارشنبه هشتم آذر 1385
دوستداشتن ات را

بي شك ، بي تو خواهد ماند ـ در هواي آرزوي تو را داشتن .

كسي را كه تو مي خواهي

ـ بي شك رهايت خواهد كرد ـ در فضايي ، غمناك ، غمناك ، غمناك

هيچ كس را ، هيچ كس را ديگر نمي خواهم .

نه دوست داشتنت را و نه . . .

دوستت داشتن را .

چون هميشه تنها خواهم ماند .

از هميشه تنهاتر ..

غروب خواهد شد و در قلبم ، آرزويي فرو خواهد ريخت .

بي چشم هاي تو ، اينجا چيزي كم دارد ،

مثل آسمان بي خورشيد ، بي ستاره ، بي ابر .

كسي اگر بپرسد ؛

پاسخم فرار خواهد بود

گريز از همه ي سؤال هاي بي جواب

گريز از همه ي لحظه هاي زندگي و . . .

گريز از تو . . .

گريز از نگاه تو . . .

(محمد علی بهمنی)


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 7:53 توسط : شیما
چهارشنبه هشتم آذر 1385
غزل 12

با جزر و مد شما آبرویم ریخت

طوفان شدم غزلی از گلویم ریخت

آری به ساحل سنگی سرم را خورد

از وحشت قدمم رنگ و رویم ریخت

من آمدم که بگویم  تو را می...   نه !

ما بین ماه و زمین گفت و گویم ریخت

من نامه ای شدم و پستتان کردم

تا پاره پارۀ من روبرویم ریخت

دیشب که نامه شدم ماه ابری بود

 امشب که پاره شدم ماه رویم ریخت

محمد ارثی زاد

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 7:49 توسط : شیما