تبليغاتX
شعر های سر به هوا
شعر های سر به هوا
آخرین شاخه گل مصنوعی را نهان کردم تا وقتی که همه ی گلها پژمردند بگویم دوستش دارم
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386
رود

خویشتن را به بستر تقدیر سپردن

وبا هر سنگریزه

رازی به نارضایی گفتن

زمزمه های رود چه شیزین است !

 

از تیره های غرور خویش فرود آمدن

ودل از پاکی های سرافراز انزوا به زیر افتادن

با فریادی از وحشت هر سقوط

غرش آب شادان چه شکوهمند است

 

وهم چنان در شیب شیار فروتر نشستن

وبا هر خرسنگ

به جدالی برخاستن

چه حماسه ای ست رود ، چه حماسه ای ست...

 «احمد شاملو »

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 14:59 توسط : شیما
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386


هر برکتی که پذیرفته نشود به نکبت تبدیل میشود .

پس با زبان طیبعت فکر کن.

(کیمیاگر)


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 19:32 توسط : شیما
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
بمباران

باز هم صبح زود

از خواب ناز

نازم کردی

الهی که گنجشک های کامیکازه

آسمان زندگی ات را بمباران کنند

و لارو های خداحافظی

توی تنت

تا قیام قیامت بلولند...

 

یاشار


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 19:5 توسط : شیما
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
بودن

 

گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوسعمرم را به رسوایی نیاویزم

بر بلندکاجخشککوچه یبن بست

 

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانخود ، چون کوه

یادگاری جاودانه ، بر تراز بی بقای خاک.

(احمد شاملو)


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 21:34 توسط : شیما